قاصدک

باید کمک کنی کمرم را شکسته اند

بالم نمی دهد  پرم را شکسته اند

نه راه پیش مانده برایم، نه راه پس

پلهای امن پشت سرم را شکسته اند

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند

هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دورو برم را شکسته اند

گل های قاصدک خبرم را نمی برند

پای همیشه در سفرم را شکسته اند

حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو

با سنگ حرف مفت سرم را شکسته اند

/ 0 نظر / 17 بازدید