جات خالی

روزی ...
کسانی برای کوبیدنِ این خانه می‌آیند
و تو آن روز نیستی مادر بزرگ ...
نیستی که در را به رویشان باز کنی...
کسی نمی خواهد
باورکند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست ...
/ 0 نظر / 18 بازدید